مقالۀ ششم در بیان و شرح جنود عقل و جهل از بعض وجوه، که مقصود از تحریر این رساله است، نه از جمیع وجوه
مقصد ششم در «رضا» و ضد آن است که «سخط» است
فصل چهارم [‌مبادی مقـام رضـا]
نسخه چاپی | ارسال به دوستان
برو به صفحه: برو

نوع ماده: کتاب فارسی

پدیدآورنده : خمینی، روح الله، رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، 1279-1368

محل نشر : تهران

ناشر: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س)

زمان (شمسی) : 1388

زبان اثر : فارسی

فصل چهارم [‌مبادی مقـام رضـا]

‏بدان که چون مقام رضا از آثار و شوون معارف الهیه است چون سایر‏‎ ‎‏مقامات اهل خصوص، از این جهت، اشارۀ به بعض مبادی آن خالی از مناسبت‏‎ ‎‏نیست. پس گوئیم: چون مبدا رضاء از حق تعالی معرفت عبد است به جمیل‏‎ ‎‏بودن افعال حق تعالی، از این جهت، ما مقام جمال حق را ذاتاً و صفتاً و فعلاً بیان‏‎ ‎‏کنیم، و مراتب معرفت عبد را در این مقام ذکر کنیم.‏

‏بدان که ‏اول مرتبه ای‏ که از برای عبد حاصل شود علم به جمیل بودن حق‏‎ ‎‏است ذاتاً و صفتاً و فعلاً ـ به حسب برهان علمی حِکمی ـ . و این مقام گرچه‏‎ ‎‏مفتاح ابواب معارف است. به حسب نوع و متعارف ـ و اگر کسی به مقامات عالیه‏‎ ‎‏عرفان از غیر این طریق برسد، از نوادر است و میزان در نوعیت نیست ـ ، ولی‏‎ ‎‏وقوف در این مرتبه از حجب بزرگ است بطوری که درباره آن گفته شده است:‏‎ ‎«العِلمُ هُوَ الحِجابُ الاکبَر».‎[1]‎

‏و از این علم برهانی که حظّ عقل است اخلاق نفسانیّه ـ که از توابع معارف‏‎ ‎‏است ـ حاصل نشود، و لهذا چه بسا حکماء بزرگ مرتبه در علمِ بحثی، که دارای‏‎ ‎‏مقام رضا و تسلیم و دیگر مقامات روحیه و اخلاق نفسانیّه و معارف الهیّه‏‎ ‎‏نیستند، در همان حجب علمیّه تا ابد باقی مانند.‏


کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 170

مرتبۀ دوّم ‏آن است که همین مرتبه ‏‏[‏‏را‏‏]‏‏ که جمال حق است و جمیل بودن‏‎ ‎‏اوصاف و افعال او است به قلب برساند، بطوری که قلب ایمان آورد به جمیل‏‎ ‎‏بودن حق. و آن، به آن است که با شدت تذکّر از نِعم الهیه و آثار جمال او قلب را‏‎ ‎‏خاضع کند تا کم کم صفت جمال حق را دل قبول کند، و این مقام ایمان است. و‏‎ ‎‏چون بنده به این مقام رسید و دل او ایمان به این حقیقت آورد، از حقیقت نوریه‏‎ ‎‏رضایت و خوش بینی و خشنودی در دل او جلوه ای واقع شود، و این اوّل مرتبۀ‏‎ ‎‏رضا است. و قبل از این، از آن اثری نیست. و لهذا در روایات شریفه، رضا را‏‎ ‎‏یکی از ارکان ایمان قرار داده؛ چنانچه از ‏‏کافی‏‏ شریف منقول است:‏

‏قالَ امِیرُ المُومِنینَ ـ عَلَیهِ السَّلام ـ :‏ «الایمانُ اربَعَةُ ارکانٍ: الرِّضا بِقَضاءِ‎ ‎الله؛ وَالتَّوَکُّلُ عَلَی الله؛ وَ تَفویضُ الامرِ الَی الله؛ وَ التَّسلِیمُ لِامرِ الله».‎[2]‎

مرتبۀ سوّم ‏آن است که عبد سالک به درجۀ اطمینان رسد ـ و اطمینان کمال‏‎ ‎‏این است ـ ، و چون طمانینۀ نفس حاصل شد به مقام جمیلیّت حق، مرتبۀ رضا‏‎ ‎‏کاملتر گردد. و شاید اشارۀ به این معنی باشد آیۀ مبارکه سوره الفجر: ‏‏«‏یا ایَّتُهَا‎ ‎النَّفسُ المُطمَئِنَّةُ * ارجِعِی الی رَبِّکِ راضِیَةً مَرضِیَّةً‏»‏‏.‏‎[3]‎

‏رجوع به سوی ربّ که از مقامات کامله اهل اخلاص است، برای صاحبان‏‎ ‎‏نفس مطمئنه که راضی و مرضی هستند، قرار داده و قطع طمع متسخط را فرموده.‏

مرتبۀ چهارم، ‏مقام مشاهده است. و آن از برای اهل معرفت و اصحاب‏‎ ‎‏قلوب است که شطر قلب خود را از عالم کثرت و ظلمت منصرف نمودند، و‏‎ ‎

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 171

‏خانۀ دل را از غبار اغیار جاروب فرمودند، و رفض غبار کثرت از آن کردند، پس‏‎ ‎‏حق تعالی به جلوه های مناسبه با قلوب آنها به آنها تجلی فرماید، و دل آنها را به‏‎ ‎‏خود خوش کند، و از دیگران منصرف فرماید.‏

‏و از برای این مقام بطور کلی، سه درجه است: ‏درجۀ اولی، ‏مشاهده تجلّی‏‎ ‎‏افعالی است، و در این مقام رضا به قضاء اللّه به کمال مرتبت حاصل آید. ‏درجۀ‎ ‎ثانیه، ‏مشاهده تجلّی صفاتی و اسمائی است. ‏درجۀ ثالثه، ‏مشاهده تجلّی ذاتی‏‎ ‎‏است. و این دو مقام ارفع از اسم رضا و امثال آن است گرچه روح رضا، که‏‎ ‎‏حقیقت محبّت و جذبه است، در این مقام موجود است به طور کمال. و در‏‎ ‎‏احادیث شریفه اشاره به مقام کمال رضا فرموده:‏

‏عَن ‏‏ابِی عَبدِاللّهِ ‏‏[‏‏علیه السلام‏‏]‏‏ قالَ: ‏«انَّ اعلَمَ النّاسِ بِالله ارضاهُم بِقَضاءِ‎ ‎الله عَزَّوَجَلّ».‎[4]‎

‎ ‎

کتابشرح حدیث جنود عقل و جهلصفحه 172

  • )) این سخن هر چند که نزد اهل معرفت مشهور و متداول است، لیکن قائل آن معلوم نشد.
  • )) امیر المومنین علی ـ علیه السلام ـ فرمودند: ایمان دارای چهار رکن و پایه است: رضا به قضا و حکم  خدا، توکّل بر خدا، واگذاری کار به خدا و تسلیم امر و فرمان خدا بودن. (اُصول کافی، ج 2، ص 47، کتاب الایمان و الکفر باب 29، ح 5).
  • )) ای روح آرامش یافته، خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت برگرد. (فجر/ 28ـ27).
  • )) همانا آگاه ترین مردم به خداوند، راضی ترین آنها به حکم و قضای الهی است. (اُصول کافی، ج 2، ص 49، کتاب الایمان و الکفر، باب الرضا بالقضاء، ح 2).